پروانه ای می شناسم که دلش برای کرم بودن تنگ شده است
درخت حياطمان دلش می خواهد روی پاهايم بشيند تا برايش قصه بگويم
درود بر پينوکيو و قلب چوبينش
خيار هميشه حسرت موز را ميخورد
قاصدکها مرا با آرزوهايم تنها گذاشتند
خاطراتت را شيرين کردم تا اوقاتم را تلخ کنی
صدای پای تاريکی از خواب بيدارم کرد
گوشهایم را بر کف دست نهاده و به دهانت تقدیم می کنم
- به نظر شما آیا با یک فرش ماشینی پرنده می توان تا ارتفاع رویا پرواز کرد؟
- از آشنایی با ساعتتان بسیار خوشوقت شدم،اگر ایشان لطف کنند ما سه نفر می توانیم ساعات بسیار خوشی را داشته باشیم
نظرات ()